نوبل ادبیات هیچوقت به خورخه لوئیس بورخس نرسید. خودش میگفت که از وقتی به دنیا آمده اینقدر نوبل را بهش ندادهاند و ندادهاند که این کار جزوی از سنت ملت اسکاندیناوی شده. خیلیها هم در حمایت از او گفتند که این اتفاق باید میافتاد و حتمن دلیلی سیاسی درکار بوده که بورخس برنده نوبل نشده.
قصههای بورخس پر از دنیاهای خیالیست. حتی در قصههای بهظاهر واقعگرای او رگههای فانتزی پیداست. بعضی گفتهاند رئالیسم جادویی، که با گارسیا مارکز شناخته میشود، با بورخس آغاز شده. خیلی از طرفداران بورخس، او را به خاطر خبرگی در مفاهیم ریاضی و استفاده از آنها در قصههایش ستایش میکنند. گروهی هم شاید بگویند که چشمهای نابینای بورخس باعث شده که این نابغهی آرژانتینی، زیبایی را بهشکل خیلی جدی در خیالاتش جستجو کند و بسازد. قصهی کتابخانهی بابل از مجموعهداستانی با همین نام انتخاب شده و یک نمونهی ناب از جنس خیال در آثار بورخس است. این قصه ترجمه کاوه سیدحسینی است و نشر نیلوفر آن را منتشر کرده.
فایل داستان را، برای آنکه پیش از جلسه فرصت خواندنش را داشته باشید، از اینجا دانلود کنید.




