Alternative content
Download audioرودولف والش
در 27 مارس 1977 خبر درگذشت رودولف والش تنها از دو رسانهی عمومی اجازهی پخش داشت. هیچکس اجازه نداشت برای او آگهی ترحیم چاپ کند. هیچکس اجازه نداشت برای او مراسم مذهبی برگزار کند. هیچکس اجازه نداشت برای او حتی یک شاخه گل سفارش دهد. دوستدارانش گفتند: "او چشمهایش را نبست، او نمرد، او فقط بدون خداحافظی رفت."
رودولف والش در 9 ژانویه 1927 در آرژانتین به دنیا آمد. خانوادهی او ایرلندی - آرژانتینی بود. عشق به ادبیات را از مادرش به ارث برده بود. والش در جایی نوشته بود: "من در chole-chole به دنیا آمدهام. این کلمه به معنای قلب چوبی است و همیشه زنانی که به نوعی با آنها بودهام، من را به خاطر قلب چوبیام سرزنش کردهاند." او یکی از اعضای حزب چپگرایان بود که در اولین سالگرد دیکتاتوری آرژانتین یعنی 24 مارس 1977 جنایت فراموشنشدنی رژیم دیکتاتوری را که در آن هزاران نفر از مردم قتل عام شده، حدود پانزده هزار نفر ناپدید شده و دهها هزار نفر با هواپیما به اقیانوس ریخته شدند، محکوم کرد. نامهی او یکی از گنجینههای ادبیات قرن بود. فردای آن روز سه فروند تانک خانهی او را ویران کرد و خودش نیز ناپدید شد. جسد رودولف والش هرگز پیدا نشد.
او پدر روزنامهنگاری آرژانتین لقب گرفت. شهرت او در نوشتن داستان کوتاه نیز بینظیر بود. بسیاری از نوشتههایش وقتی خانهاش را ویران کردند از بین رفت.
دختر بزرگ او، ماریا ویکتوریا، مثل خودش یکی از اعضای فعال حزب چپگرایان بود که در سال 1976 کشته شد.
دختر کوچک او، پاتریشیا سیسیلیا هم که نمایندهی مجمع چپگرایان بود در سال 2002 و در یک مبارزهی انتخاباتی خواهان احیای قانون عفو عمومی شد که البته اکثریت آرای لازم را به دست نیاورد.
رودولف والش حقیقت را گفت و قربانی زندگی شد. شاید اگر دروغ میگفت در صلح زندگی میکرد.




