منظور از بررسی هم جوار سه پهنه تاریخی ارتباطی، حوزه آبریز رودهای دجله و فرات و رود نیل همچنین مجموعه جزایر و دماغه اروپا، که مجموعا به تمدن دریای اژه شهرت دارند، مطلقاّ نه به دنبال این نکته که کدام یک از این سه تمدن آغازگر بوده اند می باشد و نه اینکه کدام بر دیگری ارجحیت دارد. نیت باز بینی و شناخت شرایط مناسباتی ای است که در طول تاریخ تعلق تقدم بعضی از یافتهها به جوامعی شناخته میگردد واز مواردی دیگر ذکری نمیشود و حتا جای خالی آنها بین سایر یافته ها، در فرایند منطقی تحول یک تمدن، به خودی خود، سوال برانگیز است. حتما در طی این دو جلسه در پی شناخت دلایل ایجاد این شرایط نمیتوان بود، ولی فرصتی است که این سوال طرح گردد که "آیا این وضعیت منحصرا ناشی از اعمال ارادهها ای خارج از اختیار این جوامع بوده و مناسبات ساختاری خود این جوامع در ایجاد این شرایط سهمی اگر نه قاطع ولی زمینه ساز نداشته اند"؟
در جهت تبیین این منظور عناصری بکار گرفته شده اند که هر کدام به شکلی گویای بخشی از شرایطی هستند که زمینههای این مناسبات را تدارک دیده اند یا خود محصول همین مناسبات هستند. مقایسه این عناصر در مقاطع زمانی متناسب با سرعت ارتباطات دوران، می تواند جریان اطلاعاتی را بین سه حوزه مورد نظر از یک سؤ و از سوی دیگر، در درون زیر مجموعه های هر یک از این سه حوزه ترسیم نماید. فقدان و نقص مواردی از اطلاعات، با توجه به همبستگی منطقی بین اجزأً و عناصر اطلاعات موجود، مانع ضرورت و ارجحیت "یک بر رسی همه جانبه و چند دانشی" آنهم در زمینه شناخت موضوعی چند ساحتی در مقابل پرداختن محدود (از نظر وسعت زاویه دید و مناسبات متقابل عوامل) هر چند هم که در ژرفای تاریخ بیشتر غوص نماید، نمیگردد.





